تبليغاتX
اخر سايتها اخر سايتها صدای سایه ها
اسمس جدید پیامک اس ام اس شعر عاشقانه غزل عکس رمانتیک SMS NEW

اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه

                                                          

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم

بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت   توسط مهدی ک | 

در دياري که در آن نيست کسي يار کسي
 
کاش يارب که نيفتد به کسي کار کسي

(مهدی.ک)

******************************************

اقتدار  پرواز بيهوده بود...

 

نه پري در کار بود...

 

نه آسماني...

 

و با خود گفتم

 

آيا با لبهاي دوخته

 

روزي خواهيم خنديد...(مهدی.ک)

 

************************************

 

مي گريزم و به زير آسمان خدا با يادت پاهايم را آشنا به جاده مي سازم

قطره هاي ريز باران را كه لبان سنگ را بوسه مي زند سرود غم ميخوانم

چشمانم را به فراسوي كويي كه شن ها بر رويش سرسره بازي ميكنند ميدوزم

براي باد سوزان كه با خارها ميرقصد فرياد سكوت را سر ميدهم

دل غمينم را با صبر كوله بار شانه هاي خميده ام ميكنم

به ميان جاده ي بي سر انجامم به ياد تو

تويي كه به حرمت عاشقي ام وجودت را به وجود دگري كه هيچ گاه نبود

ارزاني كردي(مهدی.ک)

 

 

*************************************

 

ميروي و غافل از آن كه بداني كه بودم ... دل به دگري ميبندي

اما لحظه اي درنگ را جايز بدان و حرفهايم را بشنو

به من بگو

چه كسي بود كه شبهاي بي كسي ات اشك هايت را با دستان يخ زده اش مي سترد

روزهاي عاشقي اش را فداي چشمانت ميكرد

نواي صدايت را هميشه زيباترين آواي دنيا ميخواند

چه كسي بود

كه در بهت غريبي تن خسته ات آغوشش را بدون هيچ گفتني به مرحم دلت مي سپرد

شيشه ي عمرش را به نفس تو مي گشود

بدون ترس به جاده هاي صعب العبور عشق دل به تو بسته بود

و زخمه هاي سوزناك غريبت را به جان و دل مي خريد

آري اي راهي رفتن

به من بگو

چه كسي بود

كه به قله ي بلند عشق با يادت آمد.. سقوط كرد و دم نزد

بي خبر از آن كه بداني وجودش كشته شد(مهدی.ک)

 

*****************************************

(مهدی.ک)

جايي براي ماندن نيست

مي روم تا در ميان سكوت قبرها جان بسپارم

گلهاي كاكتوس غريب را به ميهماني مرگم دعوت ميكنم

در همهمه ي فرياد شادي عشق جان دادن خود را تجربه كنم

مي روم و چشمانم را به سياهي سنگ گوركن ها مي سپارم

دستانم را به دستان خدا مهر مي زنم تا وجودش آرامم كند

آغوشم را به گور تاريك مرگ مي فروشم تا مرحمي بر دلم باشد و ...

خاك را مي پرستم تا كه بويش مشامم را نوازش  دهد

 

آري مي روم جاي ماندنم نيست

بودم و عشق را تلخ چشيدم

حالا ميروم چون مرگ را شيرين ديدم(مهدی.ک)

 

********************************

(مهدی.ک)

بعد تو دقيقه ها چه كندند ... تمام لحظه ها تك به تك مردند

بعد تو دلم ساكت ننشست ... حافظ تاقچه ي اتاقم بي تو شكست

بعد تو آسمانم ابري شد ... جاده را سنگ پوشاند ... قناري از پنجره ي به نا كجا آباد پر كشيد ... گل يخ ز رفتنت مبهوت وار رقصيد

بعد تو قاصدكي به پشت پنجره نيامد بادهم خبري از تو نياورد

مهتاب عشق تيره و تار شد .. خورشيد روزگارم از خجالت مرد ... و

ستاره ات خموش به گوشه اي گريست

آري بعد رفتن تو گل عشق پرپر شد ...

عاشقي به ميان شهر دلم گم شد

اما هنوز

قانون عشق پا برجاست

تا وقتي كه يادت با من تنهاست(مهدی.ک)

 

*********************************

(مهدی.ک)

در پيله ي تنهايي خود نشستم و گريه را آواي دل غمگينم ميكنم

من عاشقت بودم آنقدر كه جان خود را به تيغه ي تيز عشق سپردم

لبانم را آغشته به مهر سكوت خنجرهاي طعنه ي فراق زدم

چشمانم را اميدوارانه به انتظار روزهاي غرق شادي وصال دوختم

آري من از تو ميگويم ...

تويي را كه تمام تار و پودم را به نامت خريداري كردي

احساس زلالم را به نابي روزهاي دلت بستي

با مداد رنگي دوست داشتنم رنگين كمان خود را رنگ كردي

آه....

من از تو ميگويم و مي گريم

كه نادانسته تمام وجودم را مست اميد وصال كردي وحالا

بعد روزهاي رفتن پيله ي تنهايي را به من بخشيدي

(مهدی.ک)

**********************************

 

من در ميان هجوم ناباوري عشق زاييده شدم

نام عاشق به روي جانم گذاشتند

سيرتم را به مجنون لقب دادند

دستانم را قطب بي كسي خواندند

آوايم را سوزناك ترين نغمه ي درد حفظ كردند

نگاهم را كور بهر انتظار دانستد

و ... دلم را به آواره گي روزها سپردند

غافل از آن كه بدانند ... كه من هم هستم   (مهدی.ک)

 

 

******************************************

(مهدی.ک)

من كه بودم ؟ .... حال چه شدم ؟

ندانسته عاشق شدم .... مجنون شدم

من كه بودم

غواصي شناور در آبهاي غرور

تنهايي در هجوم غوغاي شب بي پايان

نا اميدي در شلوغي بازار آرزوها

تو را ديدم

شدم ديوانه ي رويت كه ديوانه تر بمانم

آشفته از هر سخنت كه سر به كوير انتظار بگذارم

شيداتر از مجنون كه آخر از عشقت بميرم

من كه بودم ...

من همان گمگشته ي غريب كوچه هاي بي احساس

شعله ي خشم سرد روزگار به تنم

گريه هاي آسمان سياه نشسته بر چشمم

تو را حس كردم

شدم عاشق ز مويت كه دستم در ميانش گم بود

مسافر شكسته در چشم سياهت كه زيبايي در آن غوغا ميكرد

تشنه ي شهد لبت كه جام سيرابي را بنوشم

من كه بودم ...

من هجوم خروار سكوت در ابهت نامرادي روزگار

شكسته تر از آيينه ي بخت غربت دل شكسته اي

بي رنگ تر از آبشار بي رنگين كمان

تو را عاشق شدم

شدم عابري در انبوه مهرباني دلت

بي نام و نشاني در گرماي وجود آتشينت

و غريبي در بازوان محكم تر از كوهت

آري تو بگو

من كه بودم و حال چه شدم(مهدی.ک)

 

*************************************

 

اندوه شب را به كدامين سوالم جواب گويم

كه باز در بغض سكوت سايه ها گم ميشوم

در گير و دار غم روزهاي رفته لمس ميشوم

و در بي تو بودن حسرت ثانيه ها را ميخورم

من ديوانه تر از آن بودم كه عاشق شوم

اما تو را ديدم و ديوانگي را از ياد بردم

با تو در كوچه سارهاي شب قدم زدم

و افسوس كه نگاهت بهر من و دلت بهر دگري بود

آري باز امشب جام غم را مي نوشم

تا در ميان امواج خروشان رفتنت غرق شوم(مهدی.ک)

 

 

***************************************

 

غزل زندگي ات را به من بسپار اي هميشه مهربان

اي که چشمانت چشمان غزل را بي آبرو کرده

 لبانت سرخي گل را از يادش برده

و قامت بلندت سرو را به گريه نشانده

به من بسپار عشق دلت را

که من را با تو سالهاست پيوندي

 

 

 
غزل زندگي ات را به من بسپار اي هميشه مهربان

اي که چشمانت چشمان غزل را بي آبرو کرده

 لبانت سرخي گل را از يادش برده

و قامت بلندت سرو را به گريه نشانده

به من بسپار عشق دلت را

که من را با تو سالهاست پيوندي (مهدی.ک)

 

 

**************************************


+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1390ساعت   توسط مهدی ک | 

روز جشن فرشته هاي خدا بود بر روي زمين .

 هر فرشته اي براي هر كس يك گل آرزو را برآورده ميكرد .

 فرشته ي من از من پرسيد : آرزويت چيست : گفتم مرگ .

 با تعجب پرسيد : چرا ؟ آهي كشيدم و گفتم : مگر يك آدم تنها در دنيا هم آرزويي دارد .

 آنگاه بود : كه فرشته ام شروع كرد بر مرگ من گريه كردن ...

 

 

***************( مهدی.ک.م)***************

 

اي كسي كه ادعاي سروري به كشورم مي كني ...

 تويي كه نام علي را مي بري و خود را همقدم و همراه او مي داني ...

به من بگو ... آيا شده شبي را شكم گرسنه به سحر برساني تا مردم كشورت سير بخوابند ...

 آيا شده به ناله هاي كودك يتيمي كه آواره ي كوچه هاي بي نشان است گوش دهي ...

 آيا شده يك روز به آدمي كه بهر تو در بيابان گرگها رفته . پاره پاره آمده سري بزني ...

 ايا شده فرياد عدالت مردم را بشنوي و كمي در كارت عدالت خرج كني ...

آيا شده روزي بر اساس قانون خدا حرام را به خانه ات راه ندهي ...

 آيا شده با دست خود اشك آدمي را كه هر روز مرگ را انتظار ميكشد پاك كني ...

 نه ...

 به خدا قسم كه نشده .. چون تو هنوز عدالت رهبري را درك نكرده اي

 

( مهدی.ک.م)

*******************************

هرکی میخواد مطالب منو برداره فقط  اسم من و وبلاگم رو بیاره

*********************************

 

ديشب دانه هاي بلور اشكم كوير آسمان را سيراب كرد ..

 آنقدر كه ستاره باران شد ...

 صداي سهمگين هق هقم زوزوي باد را نو نوار كرد ..

 كه او قهقهه را سر داد ...

 دل نازكم از چيدن گل عشق آزار ديد ..

 و خون را برگزيد ...

 آري ديشب من بودم و من ...

 و تو بودي و رقيب من

( مهدی.ک.م)

***********************************

 

گيسوانم را پريشان به باد سپردي و رفتي ...

 سازم را كه هر شب برايت مينواختم به كنج ديوار عشق انداختي و رفتي ...

 چشمانم را كه ثانيه ها انتظارت را مي كشيدند كور بهر نگاهت كردي و رفتي ...

 دل غريبم را كه از شبهاي نا اميدي به تو دل بسته بود شكستي و رفتي ...

 و من چه غافل از آن بودم كه ندانستم ...

 سالهاست نام ديگري در قلبت خانه كرده است

( مهدی.ک.م)

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

 

وقتي كه انسانها آدميت را غرق گناه كردند ...

 وقتي كه آسمان را بي بهانه سياه كردند ...

 وقتي كه صدا را در گلو خفه كردند ...

 وقتي كه طبيعت را رنگ دلخواه خود كردند ...

 وقتي كه خدا را با سكوت فراموش كردند ...

وقتي كه دريا را با خاك يكي كردند ...

وقتي كه هر كس را به جاي معشوق پرستيدند و آخر او را ماه كردند ...

 آن وقت نفهميدي چه كردند ...

 اما بدان ... كه آنها راه را هم بيراه كردند

 

( مهدی.ک.م)

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

 

شب است ...

 تيغ و رگ و تنهايي و من باهم جدال ميكنيم ...

 تيغ از طناب دار مي ترسد و افشا مي كند مرا قاتل تو مي شمارند ...

 رگ از پريشان شدن خونش ناله را سر مي دهد و ميگويد من طاقت دوريش را ندارم ...

تنهايي از بي وفا شدن من گريه را آغاز ميكند ...

 ومن فرياد را آزاد مي كنم ...

 مرگ را نويد ميدهم كه من  آمدم

( مهدی.ک.م)

 

 ******************(مهدي .ك .م)*****************

 

 نهاتر از هميشه به ميان آسمان نشسته بودم ...

 باد با موهايم مي رقصيد ...

 سازم دستم را نوازش مي داد ...

گل آبي عشق گريه ام را مي طلبيد ...

 من نشسته بودم به انتظار تو ...

 اما نمي دانستم ...

 كه دلم در سه ضلعي انتظارت روزي خواهد مرد

 

 

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

روزي اشك هايم را در شيشه ي بلوري ريختم و آن را به تو هديه دادم ...

 بدون آن كه بگويم چيست ...

و تو به خيال آب آنرا نوشيدي ...

اما نمي دانم چرا بعد فرياد زدي ...

خدايا چرا از بي وفايي دلم فرياد مي كند

 

 

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

سالها گذشت حتي ماه هم فرسوده شد و خورشيد كوله بارش را بست و رفت ...

 روز ها گذشت و ستاره ها از بودن خود احساس پشيماني كردند و ابرها از آشفتگي سر به نا كجا آباد گذاشتند ...

 ساعتها گذشت بادها خروشان تر از قبل شدند و باران التماس خنده را كرد ...

 دقيقه ها گذشت و گلها رنگ پريده تر از قبل شبنم گريه را سر دادند و پژمردند ...

 ثانيه ها گذشت و سنگ فرش ره عشق جا پاي عابري را به روي خود نديد ...

 آري همه چيز گذشت ...

و اين من بودم و هستم كه هنوز انتظار وصل تو را دارم

 

 

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

 

اي بي عدالتان ..

 قلبم را پاره پاره كرديد هيچ نگفتم ...

 صدايم را آواره ي دشت سكوت كرديد ...

 به پيشاني ام مهر محكوميت آزادي را زديد ...

دستانم را به طناب دوزخ خود پيچيديد ...

صورتم را به سيلي هاي نا آرام خود نوازش داديد ...

 و حالا مرا به گوشه اي از دنياي ناشناس دو رنگي تبعيد ميكنيد تا من هم همانند شما شوم ...

 اما افسوس كه من زاييده ي عدالتم ..

سخنم آزاديست ...

و آرزويم نابودي شماست

 

 

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

وقتي رفتم كسي نبود كه بگويد : نرو ...

 كسي نبود كه با چشمان پر ز التماسش از دل غريبم خواهش ماندن كند ...

كسي نبود كه يخ دستان قطب زده ام را با آتش دستانش آب كند ...

 كسي نبود كه بلور چشمان خسته ام را در شيشه اي جمع كند ...

كسي نبود كه بر لبان ترك خورده ام ز خشكي بوسه اندكي شهد عشق را بچشاند ...

 كسي نبود كه بر پاهايم زنجير آهني نرفتن را ببندد ...

آري ..

 وقتي رفتم كسي نبود كه بگويد : ستاره ي شبهايم نرو

 

 

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

 

روزي تنهايي ام را شكستم و تكه هاي آن را فروختم ...

 اما افسوس ...

 فرداي آن روز همه ي تكه ها را براي خودم آوردند چون هيچ كس ...

 طاقت نگهداري تنهايي مرا نداشت

 

  

******************(مهدي .ك .م)*****************

 

 

لكاني گذاشتم تا به خدا برسم ..

 اما نيمه راه افتادم ...

 دوباره راهم را آغاز كردم .. باز افتادم ...

 چند بار اين كار را تكرار كردم اما افتادم ...

 آخر فرياد زدم و گفتم : خدا من ميخواهم به تو برسم چرا اين چنين ميكني ؟ ...

خدا گفت : ميخواهم ببينم تا چه حد مرا دوست داري ؟ ..

. گفتم : چگونه ؟ ...

 گفت آنقدر تو را به زمين انداختم تا تو اعتراض كني و هر وقت تو اين چنين كردي فهميدم كه تا همان قدر مرا دوست داري ...

 گفتم : نه خدا اين گونه نيست ...

گفت : هست ...

چون اگر مرا دوست داشتي هر چه قدر هم مي افتادي باز به خاطر من و عشق من هيچ نميگفتي

 

 

******************(مهدي .ك .م)*****************



+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آذر1389ساعت   توسط مهدی ک | 

عزيزم عمرم

مي دوني نبودنت چه قده سخته؟ خيلي دلم تنگه

اين خيلي از اون بي نهايتيم كه هيچ كي نمي دونه چقده, بزرگتره

دلم خيلي تنگ شده خيليييييييييييييي

نبودنت خيلي سخته

سخت تر از هرچيزه ديگه اي

دوست داشتم بودي

 مي دونم تحملش واسه توم سخته

عزيز من /عشق من/ زندگي من /عمـر من/ هستي من

وقتي نيستي همه اينا انگاري گم شدن

اي كه نفس هام بسته به نفساي توئه

من بدون تو خودم روهم گم مي كنم زندگي بدون تو معناي خودش رو از دست مي ده

هيچ فكر نمي كردم روزي اين حس تو دل من هم جاي بگيره

هيچ فكر نمي كردم روزي كسي بتونه پا توي خونه ي سنگي دلم بزاره ولي تو اومدي  نمي دونم چه جوري !!! نمي دونم چه جوري پاتو توي خونه ي دلم گذاشتي خونه اي كه ديواراش از سنگ بود ولي خلاصه اومدي

هيچ فكـر نمي كردم يه روزي اين حس سراغم بياد يه حس غريب يه حس كه گاهي پر از ناراحتيه ناراحتيايي كه وقتي مي دوني واسه كي و واسه چيه نمي توني بدون اونا زندگي كني

دوري تحملش سخته خيلي سخت ولي يه چيزي دارم مي فهمم چقده عزيزي

 

تولدت مبارک

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت   توسط مهدی ک | 

َ اي فال دارم .....فال مجاني واسه پسرا گل پسرا کاکل زرا

?!زنم كجاست
پسر جون بيا اينجا اسم زنتو بهت بگم....پولشم بعدا ازت ميگيرم













نظر يادت نره
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت   توسط مهدی ک | 

َ شما دخترا ميتونيد چشماتونو بسته و يكي از دايره ها رو انتخاب كنيد تا اسم شوهر آيندتونو ببينيد

?!شوهرم كو
اي خانوم کجا کجا !!!با ما اينجوري نباش بيا شوهرتو پيدا کن












نظر يادت نره
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت   توسط مهدی ک | 

قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم

زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من
خيانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟

زن: منو مسافرت می‌‌بری؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو می‌‌زنی؟

مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !

زن: می‌‌تونم بهت
اعتماد کنم؟


.

.

.

 
: بعد از ازدواج

 متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت   توسط مهدی ک | 
 
دبير زيست:عشق مرضی است كه ميكروب آن از راه چشم

واردبدن می شود.

دبير شيمی :عشق تنها اسيدی است كه در قلب اثر دارد.

دبير دينی :عشق یک موهبت الهی است كه خداوند بر

بندگانش هدیه کرده است

دبير رياضی :نسبت عشق به بدن مثل نسبت اتحاد ها به یکدیگر

است.

دبير ادبيات :عشق بايد مثل عشق ليلی و مجنون باشد.

دبير ورزش :عشق يك توپ فوتبال است كه به دروازه هرقلبی

اثابت میکند

نظر شما درمورد عشق چیه ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت   توسط مهدی ک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید

من که رفتم بنشینیدو...هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنوسید که: "بد بودم" و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم.. سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!

خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید

آی! آنها!! که به بی برگی من می خندید!

مرد باشید و...بیایید... و.... کنارم بزنید

پیوندهای روزانه
تا حالا این همه عکس عاشقانه دیدی
نانسی اجرم
عكسای بازیگران بالیوود
فرشته (زیباست)
عشقولانه ی هندی
عکسای جدید یانگوم
تا حالا این همه عکس عاشقانه دیدی(1)
تا حالا این همه عکس عاشقانه دیدی (2)
لیلا فروهر
شکسته شدن ديوار صوتي
امان از دست اين دختراي مدرسه اي
لباس عروسي 11
لباس عروسي 10
لباس عروسي 9
لباس عروسي 8
لباس عروسي 7
لباس عروسي 6
لباس عروسي 5
لباس عروسي 4
لباس عروسي 3
لباس عروسي 2
لباس عروسي
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1390
مرداد 1390
آذر 1389
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
~~~~عارفه خانوم~~~~
~~~~~دل من~~~~~~
~~~~مرضيه خانوم~~~~
~~~~مريم كوير~~~~
~~~~پسرك تنها~~~~
~~~بهنوش خانوم~~~
~~~~~باربني~~~~~
~~عشق افسانه اي~~
~~~ارزو خانوم گل~~~
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس